September 06, 2014
داستان تبهکاران بی‌گناه شهر من
راستش را بخواهید من از کشوری آمده‌ام که آدم‌ها یک طور دیگری هستند. عد‌ه‌ی زیادی نخبه دانشگاهی در زندان‌اند و عد‌ه‌ی زیادی با پرونده‌های قضایی اختلاس راست راست در خیابان راه می‌روند. خب این چیزها ممکن است در هر کشور دیگری هم اتفاق بیافتد و شاید به من بگویید تنها کشور تو نیست که این کارهای غیرقانونی در آن اتفاق افتاده است. مشکل اما جای دیگری است. در کشور من مردم به این خبرها و بی‌قانونی‌ها عادت کرده‌اند و خود این گزاره بیشتر انسان را در سه گوش استیصال اسیر می کند.

غنچه قوامی نه آدم کشته بود نه اختلاس کرده بود و نه بورسیه‌ی غیرقانونی داشت. رفته بود بازی والیبال ببیند. و الان ۶۷ روز است انفرادی است. چه حیف که این جمله‌ها همانقدر که احمقانه به نظر می‌رسند واقعیت هم دارند. همه‌ی کلمه‌های خوب را باید قاب گرفت و به عنوان یادگاری روی طاقچه گذاشت. انسانیت، قانون، شرافت، نوع دوستی و …

+ نوشته‌ی کوتاهی بخوانید از تبهکار شروری به نام غنچه قوامی: غنچه، متهم بدحجابی شماره ٩١
+ Free Ghoncheh Ghavami غنچه قوامی را ازاد کنید
+ با گرامافون سرزمین رویایی گوش کنید: Le Tunnel D'or, Persian version

+ اگر سرزمین رویایی برایتان فیلتر است، عضو فید آن شوید.
+ سرزمین رویایی در فیس‌بوک


http://www.dreamlandblog.com/2014/09/06/p/06,08,00/