Send   Print

خودم را می‌بینم کلاس اول راهنمایی در یک نیمکت چوبی مدرسه‌ی سیزده‌ آبان. مدرسه‌های غیرانتفاعی تازه راه افتاده بودند اما من دوستانم را ترجیح می‌دادم. مدرسه‌ی دولتی ما یادگار قبل از انقلاب بود. حیاط بزرگ با کلی کلاس‌های دلباز و یک سکو جلوی تخته سیاه. کلاس ما اما یک اتاق کوچک سه در چهار بود. خوب یادم هست روز اول مدرسه که شماره‌ی کلاس‌ها را قرعه‌کشی می‌کردند ما اول سی بودیم یک کلاس بزرگ با معلم‌های بهتر. اما آقای ناظم چون پسر خودش اول دی افتاده بود صف ما پسرهای فسقلی را هدایت کرد به اول دی و آن‌ها را برد اول سی. آن روزها آنقدر وقت نداشتیم که به این‌جور چیزها فکر کنیم. یعنی بیشتر حواسمان پی خوردن زنگ تفریح بود. و دویدن وسط حیاط مدرسه. اما بعدتر که وقت‌مان بیشتر شد دیدیم آقای ناظم هم آدم زرنگی بوده برای خودش.

خط من همیشه از همه بهتر بود. واقعن الان که فکر می‌کنم نمی‌دانم چرا خطم خوب بود. چرا مثل بقیه خرچنگ غورباقه نمی‌نوشتم. هیچ وقت دلیلش را نفهمیدم. روز معلم آن سال یادم هست کلاس اجتماعی معلم نداشتیم و من رفتم روی تخته با لبه‌ی پهن گچ یک شعر کلیشه‌ای نوشتم. الان که فکر می‌کنم دلم می‌خواست عقلم می‌رسید و چیزهای دیگری می‌نوشتم اما خب آن روزها عقلم خیلی بیشتر از آنچه فکر کنید بچه بود. روی تخته نوشتم: شمع شدی شعله شدی سوختی تا هنر خود به من آموختی.

اصلن دلیل این شعر را نمی‌دانستم. فقط نوشتم. خیلی کارها در زندگی هست که دلیل‌اش را نمی‌دانیم و فقط انجام می‌دهیم. کینه‌ای از معلم‌های بداخلاق نداشتم. از معلم حرفه و فن که بچه‌های تنبل آخر کلاس را با شلاق یا خطکش می‌زد و معلم نقاشی که با گچ روی تخته یک منظره می‌کشید و ما چه ساده بودیم. آن روزها دنیا همانطور بود که بود. کسی نمی‌فهمید که شاید آن پسر آخر کلاس که رنگ و رویش زرد بود مشکلی دارد یا شرایطش خوب نیست. تو نباید با خط‌کش چوبی به جان دستان کوچک آن بیفتی. هیچ از این حرف‌ها سر در نمی‌آوردیم. من وسط میز بودم. سمت چپم احسان بود و سمت راستم آرش. نمی‌دانم چرا این‌ها را یادم آمد. دلم رفت به آن روزهای بهاری سال هفتاد. پسری یازده ساله که پای تخته با گچ شعر می‌نویسد برای معلم زنگ بعد. و نمی‌داند چرا باید معلم‌ها را دوست داشته باشد. هر چه که هست روز معلم‌های مهربان و دوست‌داشتنی و آن‌ها که با خط‌کش و کمربند دستان بچه‌های فسقلی را کبود نمی‌کنند مبارک باشد.

+ اگر سرزمین رویایی برایتان فیلتر است، عضو فید آن شوید:
http://www.dreamlandblog.com/atom.xml