ديدی "ØÙ…يد" جان؟ ديدی "ØØ§Ø¬ÙŠ ÙˆØ§Ø´Ù†Ú¯ØªÙ†" را؟
به تماشا نشستي سمÙوني زيباي عشق، از آن گونه ÛŒ ناب٠ناب ٠ايراني اش را؟
ديدي "Ù…ØÙ…د" جان؟ ديدی سوختن Ùˆ پر پر شدن دل يك عاشق را در اعجاز تصوير Ùˆ Ø§ÙØ³ÙˆÙ† ٠موسيقي؟
ديدي "سرزمين رويايي؟" ديدي عشق ٠علي ØØ§ØªÙ…ÙŠ ٠مرا به سرزمين رويايي اش؟ عشق ٠به ايران را؟
ديديد راه Ùˆ رسم ÙØ¹Ø´Ù‚ ٠به خاک، به وطن، به خانواده، به آداب Ùˆ به سنن؟
در قاموس "ØØ§ØªÙ…ÙŠ Ù" من، عشق به خاك، جداي ٠از عشق يا كينه است به شاه Ùˆ وزير يا ولي Ùˆ ...
ØØ³Ø§Ø¨ ديوان Ùˆ دربار، نزد او جداست از عشق Ùˆ نوستالژي، جانان ٠برادر.
"جليقه ÙŠ ضد گلوله ÙŠ آمريكايي" به زمين اÙكندن Ùˆ "پيراهن زيبا" Ùˆ مقدس ايران را چون ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ØŒ در آغوش تن ÙØ´Ø±Ø¯Ù† Ùˆ به زمين اش نيانداختن يعني عشق.
ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø± "ويران Ùˆ خراب با قايقي ØÙ‚ير در راه بازگشت" باشي به همان جايي كه مي داني ØØ§ÙƒÙ… اش "قبله ÙŠ عالم" است Ùˆ در آنجا "باران رØÙ…ت از دولتي سر قبله ÛŒ عالم است Ùˆ سيل Ùˆ زلزله از معصيت مردم!"
ويران Ùˆ خراب بوده باشي اگر، از سقوط ٠دهشتناك Ù "پيل پيكر Ù ÙØ±ØªÙˆØª آمريكايي" در بي تدبيري Ù "قبله هاي عالم!" Ùˆ از ايراني بودن خود نشكسته باشي، يعني كه تو عاشقي!
جداست ØØ³Ø§Ø¨ خاك Ùˆ عشق از ØØ³Ø§Ø¨ ٠دولت Ùˆ ديوان.
جداست ØØ³Ø§Ø¨ Ù "مصدق" از ØØ³Ø§Ø¨ Ù "ضيا الدين طباطبايي" كه اولي عشق خالص بود Ùˆ "خلاص" Ùˆ دومي هوس ٠تمام.
كدامين جاودانه شد در دل تو و من؟
عشق بي گمان!
جداست ØØ³Ø§Ø¨ "تختي" از ØØ³Ø§Ø¨ Ù ...
شرم ام باد! چه بسياران اند براي شمارش!
شديد عاشق Ù "علی ØØ§ØªÙ…ÛŒ" ØŸ اين ÙØ§ØªØ ٠هيچ "سيمرغ بلورين" از هيچ "جشنواره ÙŠ Ùيلم ÙØ¬Ø±!"
آخر مي دانيد چرا؟
چون اين سوته دل ٠عاشق ٠ميهن ٠من، هيچ "ØØ§Ø¬ÙŠ" نداشت جز يك "ØØ§Ø¬ÙŠ ÙˆØ§Ø´Ù†Ú¯ØªÙ†" سوته دل كه Ø±ÙØª به آمريكا كه "ÙØ± Ùˆ شکوه" ببرد براي "قبله ÙŠ عالم" ولي سوخت وسوخت در آتش عشق ٠به خانه Ùˆ ميهن Ùˆ خون آورد به دل به جاي "خیر Ùˆ برکت!"
ÙØ§ØªØ هيچ سيمرغ بلورين نشد از هيچ جشنواره ÙŠ Ùيلم ÙØ¬Ø± این سوته دل ٠عاشق ٠من، چون كه نبود، هيچ كدام از "Ùيلم نامه-عشق نامه" هاش كه "ØØ§Ø¬ÙŠ" داشته باشد Ùˆ به جبهه Ø±ÙØªÙ‡ باشد Ùˆ Ú†Ù‡ ايثارها كه نكرده باشد در راه جنگي كه ناعاشقاني از "آن ديار" با رد ميگ ها Ùˆ ÙØ§Ù†ØªÙˆÙ… هاشان خط كشيدند بر Ø¯ÙØªØ± كودكيهاي پر از التماس Ùˆ نياز به ØµÙ„Ø Ùˆ آرامش Ù "Ù…ØÙ…د" مهربان ٠من Ùˆ هزاران كودك ٠ديگر ٠ايراني ٠چون او.
نبود هيچ كدام از "Ùيلمنامه-عشقنامه" هاش كه "ØØ§Ø¬ÙŠ" داشته باشد Ùˆ به جبهه Ø±ÙØªÙ‡ باشد Ùˆ Ú†Ù‡ ايثارها كه نكرده باشد در راه جنگي كه ناعاشقاني از "اين ديار" پس از ÙØªØ عسل آگين ٠خاك ٠پاك ٠خرمشهر- اين نگين ٠زيباي جدا Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ از اين مرز پر Ú¯Ùهر- گردن ننهادند بر رسم ٠شيرين Ùˆ ديرين ٠ايرانيان ØµÙ„Ø Ø·Ù„Ø¨ØŒ Ùˆ تدبيري نكردند براي توق٠آن جنگ خانمان سوز، كه عشق ٠به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ نبود انگار، در سينه هاي هزاران مادر ٠شهيد (!) Ùˆ رود خون جاري نبود، از چشمهاشان بر گونه ها!
كه عشق Ùقط عشق Ù ÙØªØ كربلا بود (!) Ùˆ لمس Ù Ø¶Ø±ÙŠØ Ù Ù¾Ø§Ùƒ ٠سرور Ùˆ سالار شهيدان!
و تا كربلا راهي نبود: "524 كيلومتر!"
و تا كربلا 524 شهر بود و 5240 روستا و 52400 خانه و 524000 مسلمان ٠بي گناه عراقي؟
Ùˆ هزينه ÙŠ ÙØªØ كربلا Ùˆ زيارت "آقا" ريختن خون چند هزار انسان بود Ùˆ ويراني ٠چند صد خانه ÛŒ مسلمان هم کیش Ùˆ آئـینمان؟
Ú†Ù‡ داشتيم كه بگوييم به "آقا" پس از ÙØªØ كربلا؟!
عاشق شديد؟
شديد "آقا ØØ¨ÙŠØ¨ ٠ظروÙچي؟" عزيزان ٠من؟
شديد "ØØ§Ø¬ÙŠ ÙˆØ§Ø´Ù†Ú¯ØªÙ†ØŸ"
شديد "غلامرضا، بره ي پروار مادر؟!"
شديد "آقا رضا تÙنگچي؟"
شديد...
Ùˆ ما، آيا شده ايم رهرو علی ØØ§ØªÙ…ی؟
"بلا روزگاريه عاشقيت" ØÙ…يد رضا جان. بلا روزگاريه.
بسياراني عاشق اند، عاشق! ولي سوختن را تاب ندارند در راه عشق!
عشق سوختني مي خواهد، "ØØ§ØªÙ…ÙŠ"وار.
سوختيد، در راه عشق جانان ٠برادر؟ شديد سوته دل؟
Ú†Ù‡ پرسشي؟â€â€â€ Ú†Ù‡ پرسشي ست اين، Ú©Ù‡ من دارم از شما، هان؟
هزار سال است Ú©Ù‡ جاري در Ø±ÙˆØ Ø¹Ø´Ù‚ ايد، ايراني وار. مي دانم!
بسيار زيبا بود...
منو بردی به روزای گذشته!
یلدای من Ù…ÛŒ خواند Ùˆ من تنها گوش ÙØ±Ø§ Ù…ÛŒ دهم به نوایش...
خواستم دیشب بنویسم نشد!
سلام
Ùهميد Ú¯Ù„ سخاوت باران را تو نيز بر من ببار تا Ø´ÙƒÙØªÙ† ام را مديون تو باشم
ØÙˆØ¨ مي دونی من تا وسط های نوشتت دلم Ú¯Ø±ÙØª يه جورايی بعد از اون همش به اين Ùکر کردم Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ قدر خوب داری مينويسی يعنی قلم Ùˆ ميگم اين Ú©Ù‡ خاطراتت رو Ùˆ Ø§ØØ³Ø§Ø³Øª رو اين طوری بنويسی يه جورايی در واقع ØØ³ÙˆØ¯ÙŠÙ… شد !
من با عقيده مهرداد مواÙقم. اهميت چندانی نداره. ØØ§Ù„ رو بچسب.الان از هر Ú†ÛŒ داری؛ لذت ميبری؟يا قراره بعد بازم دلت تنگشون بشه؟مهم اينه Ú©Ù‡ اينده از خودت راضی باشی........... مطلبت Ø§ØØ³Ø§Ø³ÛŒ Ùˆ قشنگ بود.
Ú†Ù‡ اهمیتی دارد؟ زمان می‌گذرد Ùˆ همه چیز را تغییر می‌دهد. یعنی همه چیز تغییر می‌کند. آدم‌ها، شرایط. همه Ùˆ همه. بعضی از وقایع به یاد می‌ماند Ùˆ بعضی می‌میرند. بسته به این است Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ طور به‌شان نگاه Ú©Ù†ÛŒ. می‌توانی از Ùکر کردن به‌ش ذوق Ú©Ù†ÛŒ یا بخوره تو ذوق‌ات. گاس هم چهل سال بعد بگی، خیلی وقت است Ú©Ù‡ دیگر پشت کامپیوتر ننشسته‌ام Ùˆ وب‌نگاری نکردم. هان؟! کسی Ú†Ù‡ می‌داند؟!
مثلاً همین من Ùˆ مریم دیشت ØØªÛŒ هندونه هم نخوردیم.
سلام... روزگاران گشت و گشت/ داغ بر دل دارم از این ره گذشت. همیشه کودکی ها پر از خاطره های اسطوره ایست. همه انگار چیزهایی از خودشان را در کودکی هایشان جا گذاشته اند. زنده باشی و پایدار
از همين چيزهايی که الان داری لذت ببر. اميدوارم امسال سال خوبی باشه /
شب يلدايت مبارک. چقدر خاطره هاي کودکیت قشنگند و رويايی.
بازم خوبه Ú©Ù‡ انقدر Ø´ÙØ§Ù همه چيز رو بخاطر مياری . ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ ميتونی Ú©Ù‡ مرور Ú©Ù†ÛŒ ولذت ببری .
بی شک نوستالژی دوران کودکي، سهمی از بزرگی ماست...
من هم دلم تنگ Ø±ÙØªÙ‡!
قيل و قال کودکی بر نگردد دريغا....
با اين وجود شب يلدايت مبارک باد .
شاد باشی Ùˆ بهترين دوربين ØØ±ÙÙ‡ ای توی دستت . ..راوی
سلام بر شما
شب يلدايتان مبارک .
چقدر نوشته تان به دلم نشست !وقتی مطلبی از درون Ù…ÛŒ جوشد Ùˆ قلم بی هيچ مکثی بر روی کاغذ Ù…ÛŒ دود . ØØ§ØµÙ„Ø´ اینگونه از آب در Ù…ÛŒ آید...
"آری آری زندگي زيباست. زندگی آتشگهي ديرينه پابرجاست"
"زندگي رسم خوشايندي ست"
زندگي زيباست و امشب زيباتر كه امشب، شب يلداست و اين، رسمي ست خوشايند.
اي ايران! اي زادگاه من! اي خاك ٠پاك ٠من! اي وطن من! اي عشق من!
اي ØÙ„قه هاي زنجيره ÙŠ عاطÙÙ‡ ÙŠ ايراني:
اي مادر بزرگ! اي پدر بزرگ! اي مادر! اي پدر! اي برادر! اي برادرزاده! اي خواهر! اي خواهرزاده! اي خاله! اي عمه! اي عمو! اي دايي! اي...
اي آنها كه "Ø³ÙØ±" نكرده ايد هنوز...
بياييد! بياييد براي پاس داشت
اي Ø³ÙØ±Ù‡ هاي گسترده بر ÙØ±Ø´Ù‡Ø§ÙŠ Ù Ù‡Ø²Ø§Ø± نقش ٠خاطرات ٠روزگاران ٠ديرين!
گسترده شويد
از اين سوي اتاق تا آن سوي دشتهاي سر سبز ٠مهرباني و ميهمان نوازي!
بیایید پاس بداريم رسم هاي كهن ٠اين سرزمين مهرباني را!
شب يلداست شب يلدا. با قداستي به قداست ايران! با قدمتي به قدمت ايران.
شب ٠خوردن ٠هندوانه است امشب، به رسم.
رسم ٠خوشايندي كه تو مهربان من، كَمكي بخوري از آن، كَمكي بلرزي ٠ديگر سرماي زمستان را نلرزي به تلقين Ù Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ اي كهن!
Ú†Ù‡ زيبا سنتي Ú†Ù‡ زيبا Ø§ÙØ³Ø§Ù†Ù‡ اي!
پيري هندوانه را بهانه نكنيم براي نخريدن. بخريم! رسم را زنده نگه داريم و بياموزيم اش به كودكان.
سنت Ù"مهرگان"مان كه Ù…ÙØ±Ø¯! سنت "يلدا"مان را زنده بداريم.
شب ٠انار است امشب ØÙ…يد جان، شب ٠انار. Ùˆ من، تو، "سرزمين رويايي" Ùˆ "Ù…ØÙ…د" با ايرانيان مهربان مان انار خواهيم خورد در متن ٠اين شب ٠زيباي ٠پاك Ùˆ زمستاني، تا كه از خاطر نبريم ديروزهاي قشنگ Ùˆ مقدس كودكي هامان:
"صد دانه ياقوت-دسته به دسته-با نظم و ترتيب-يك جا نشسته"
تا كه از ياد نبريم اعجاز عشق را در زيبا ديدن ٠زندگي:
"تا اناري ترك بر مي داشت، دست Ùواره ÙŠ خواهش مي شد."
پس تَرَك مي دهيم امشب انارهامان Ùˆ Ùواره ÙŠ خواهش مي كنيم دستهامان!
سيب سرخ گاز خواهيم زد با پوست، Ù…ØÙ…د جان، تا كه عشق از خانه ÙŠ دلهامان رخت بر نبندد هرگز كه اگر رخت بر بست، تمام است كار Ù "دل Ùˆ Ø§ØØ³Ø§Ø³" در اين نامهربان عصر Ù "منطق ٠بي Ø§ØØ³Ø§Ø³!"
Ùˆ آجيل نخواهيم شكست امشب، "سرزمين رويايي Ù" من Ùˆ در سوگ Ùˆ پاس داشت ٠عزيزان از دست Ø±ÙØªÙ‡ ÙŠ اين "مرز Ù Ù¾ÙØ± Ú¯Ùهر" ولي "سوگ خيز" دو شمع خواهيم Ø§ÙØ±ÙˆØ®Øª:
يكي در دل، يكي بر Ø³ÙØ±Ù‡ ÙŠ يلدا.
آجيل نخواهيم شكست امشب، در هم دردي با بازمانده گان ٠غمبارْ ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ ÙŠ سي 130
Ùˆ عشق را ÙØ±Ø§Ù…وش نخواهيم كرد هرگز.
هرگز!