بدجوری هم داره ميباره
می باره می باره
بارون می باره
بر دل تنگ من در اين ديار غربت
بسيار زيبا بود رويايی عزیز...
کتی جان:
اشک ها رو آره می تونه بشوره.
غم ها رو چی؟
غم ها رو باید خودمون ÙØ±Ø§Ù…وش کنیم.
ÙØ±Ø¯Ø§ روز دیگری است
سرزمين جان
Ùکر بدی نيست
Ø§Ù…ØªØØ§Ù† Ù…ÛŒ کنيم
راستی
بارون ميتونه اشکای آدما رو بشوره ببره که ! طوری که هيچکی نبيندشون ! :)
سوÙیا جان:
ملالی نیست جز دوری شما
کتی جان:
غم های ما با بارون شسته نمی شه. ما خودمون باید غم هامونو ÙØ±Ø§Ù…وش کنیم.
ÙØ±Ø¯Ø§ ØµØ¨Ø Ú©Ù‡ از خواب بیدار شدی چطوره؟
مریناز جان :
آره بارون می باره.
شهر ها کثی٠و پر از آب شده
ماشین ها گل می پاشن به عابرها
این ها همه تصویر هایی از جایی است که ما به اون تعلق داریم و همین تعلق خاطر برای ما دوست داشتنی اش کرده.
منم جای تو بودم دلم Ù…ÛŒ Ú¯Ø±ÙØª.
سلام!خوبی؟من دستم از تکنولوژی کوتاهه! چه خبر؟
قشنگ بيد !
کاش بارون وقتی می باريد غمهای ما رو هم با خودش می شست و می برد....
بارونای تهران! چقدر دلم تنگه...
سلام. چند روزی ÙØ¹Ù„ا آنلاین هستم. بارون Ú©Ù‡ دق آورد. خیس خالی شدیم. ده روزه Ù…ÛŒ باره!
قشنگه . خيلی