ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù…...
منظور آقاي Ù…ØÙ…ود اØÙŠØ§Ù†Ø§ اينجاست:
سلام خیلی جالب بود، البته این پوست نه، پوست قبلی منظورم است.
Ù…ØÙ…ود عزیز: نه Ù…ØªØ§Ø³ÙØ§Ù†Ù‡. اگر دیدم خبر خواهم داد.
مایا جان:
بیشتر وقت‌ها کامنت‌ها بسته است. ماجرایش طولانی است. اما ای‌میل من موجود است در ØµÙØÙ‡ اگر ØØ±ÙÛŒ داشتی برایم.
پاینده باشی
من اين بلاگ رو گم کرده بودم يا نمی نوشتی؟!
چرا وقتی چيز قشنگی مينويسي نميشه کامنت گذاشت؟!!
درود رویایی عزیز!
خوب شد به بهانه‌ای بخش کامنت‌های‌ات باز شد! تصویر به شدت زیبایی‌ست این کاشی‌ها!
مرا به قصه‌ی خانوم بهنود برد! دست مریزاد!
اما پرسشی داشتم Ú©Ù‡ سایتی را Ú¯Ù… کرده‌ام! این روزها به هر دوستی می‌رسم می‌گویم بلکه دیده باشند این گمشده را! این سایت یک نشریه‌ی اینترنتی بود با طراØÛŒ مدرن Ú©Ù‡ من یادم هست نخ Ùˆ سوزن Ùˆ این‌جور چیزها در آن دیده بودم Ùˆ خانمی هم از سریال لاست می‌نوشت! می‌شناسی؟
شاد زی
زیبا مینویسی...
Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ میشم به منم سر یزنی...
با تبادل لینک مواÙقی؟