مرسی آقا جان، بسیار لط٠کردی :)
نسترن جان:
آره Ùليکر Ùيل تره. اما ايران Ùليکر باز‌های خوبی داره Ùˆ ما يه جورايی Ùيلتر را رد می‌کنيم با ÙŠÚ© اکستنشن ÙØ§ÙŠØ± ÙØ§Ú©Ø³ البته :)
مگه باباي اي تي رو ديدي كه اينجوري شدي ؟‌:) ترسيدي؟ يا گريه مي كني؟ يا؟
سلام
کار جالبیه !
راستی منم به روز کردم
وزن انتقام چقدر است ...
منتظرم
اعلی ØØ¶Ø±Øª Ú¯Ù„:
البته که مجازی بودن من به قوت خودش باقی است. اين عکس را هم از اين رو گذاشتم چون نوستالژی بازی را دوست داشتم و می‌دانستم مجازی بودنم را تهديد نمی‌کند. :)
آخی، چه تپل!
داری به چی اعتراض می کنی؟‌ :))
منم خوشم نميومد موهامو کوتاه کنن به دليل مشابه!
به به آقاي دريم, بلاخره چشم ما به جمال دوست خوبمون روشن شد ديگه داشتم يواش يواش به مجازي بودن شما ايمان مي آوردم كه اين عكس نوستالژی ÙØ´Ø§Ù†ÛŒ منرا به واقعي بودن شما مطمئن كرد, Ú†Ù‡ عكس قشنگي هم هست
به به!!! چه پسری؟ قند عسلی؟
چه با نمک!
بچگيت نشون ميده که الان خيلی خوشتیپی!!
Ú†Ù‡ جالب ÙØ±Ù… گردی سرت Ùˆ پیشونیت شبیه پسر منه. اما بر خلا٠پسربچه ها در این سن، از چشمات تقسی نمی باره.
سان راست ميگه ها! زياد گارت نمی Ú¯Ø±ÙØªÙ†ØŸØŸ
من هم از مهدکودک Ø±ÙØªÙ† میترسیدم. به ØØ¯ÛŒ Ú©Ù‡ هیچوقت نتونستم برم مهد آخرش.
میشه یه خواهشی بکنم ازت. ببینم Ùلیکر از اونجا Ù.ÛŒ.لت.ره؟
مرسی :))
آقا قضيه ی کامنتت !!! کش٠رمز شد !
يه مخاطب بيکار واسه چند تن ديگه از دوستان هم همون کامنت رو گذاشته ! برای هرکسی هم يه جور خودش رو معرÙÛŒ کرده !
برای ما هم خودش رو شما جا زده !
چرا ؟!
نمی دونم .
انگار در ØØ§Ù„ شعر سراییدنی
خیلی با ØØ§Ù„Ù‡
:-)
اخی
از اونهايی بودی که اگه دم دست بودی روی بازوهات همش جای دندون بود!
سلام
بازی جالبی است، بعدا می توان لینکش رو به بچه هامون :) نشون داد با تیتر
اما دلیل اصلی کامنت،‌ یه بازی دیگه به برای ترویج Ùˆ عنی سازی ویکی پدیای ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ شروع شده از
http://mhmazidi.wordpress.com/2007/07/16/wikipedia-5/
من هم یه پست نوشتم. Ù…ÛŒ خواستم شما را هم دعوت کنم اگر به نظرتان Ù…Ùید است
ØØ³Ø§Ù…