November 14, 2015
داستان خون‌هایی که رنگین‌تر هستند
چهار سال است دارند می‌جنگند و نزدیک به دویست و پنجاه هزار کشته داده‌اند. دویست و پنجاه هزار. نه کسی برایشان های و هوی کرد نه عکس پروفایلش را تغییر داد. داعش پالمیرا را تخریب کرد و بسیاری دیگر از شهرهای باستانی دیگر را کسی عکس پروفایلش را به نقش پالمیرا هم تغییر نداد چون شاید اصلن نمی‌دانست پالمیرا کجاست.

حالا کمتر از بیست و چهار ساعت گذشته همه در مسابقه‌ی هم‌دردی با این ۱۲۰ کشته مسابقه گذاشته‌اند و من هر کجا را نگاه می‌کنم عکس خونین برج ایفل است. فیس‌بوک دوستانی که در پاریس سالم هستند را خبر می‌دهد و دنیا در بوق و کرنای این حرکت وحشیانه دارد غرق می‌شود.

من نمی‌دانم چرا خون اینها اینقدر رنگین است؟ تروریسم همه جا محکوم است اما چرا در اروپا اینقدر محکوم‌تر است؟ ماجرای شارلی عبدو و های و هویش را به یاد بیاورید. هیچ پوشش گسترده خبری در این چهار سال اخیر برای مردم فلک‌ زده سوریه نبوده. حتا اگر در کشور خودشان مانده بودند و سیل پناهجو به اروپا راه نمی‌افتاد کک هیچ کس نمی‌گزید. انگار مرگ حقشان است و چون در خاورمیانه زندگی می‌کنند انسان درجه دو هستند و هرچقدر بمیرند و بمیرند زیاد آنقدر برای غرب مهم نیست. شبیه ماجرای مردم فلسطین که در برابر کشته شدن چهار اسراییلی بیست نفرشان به تلافی کشته می‌شوند.

هیچ کس نمی‌پرسد چرا هیچ توازنی بین ارزش زندگی انسان‌ها برقرار نیست. این مرزها هستند که ارزش جان ما را مشخص می‌کنند. خون هیچ کس رنگین‌تر نیست. رسانه‌ها خوراک خبری ما را به خوردمان می‌دهند. نباید اسیرشان باشیم. نباید به سازشان برقصیم. نگذاریم ما را کنترل کنند هرطور که می‌خواهند. همین.

+ با گرامافون سرزمین رویایی گوش کنید: یکی بود یکی نبود. آیدا فولک


+ اگر سرزمین رویایی برایتان فیلتر است، عضو فید آن شوید.
+ سرزمین رویایی در فیس‌بوک


http://www.dreamlandblog.com/2015/11/14/p/01,13,55/