November 09, 2005
می باره، می باره

می باره، می باره
بارون می باره
بر تن خسته ی سرزمینم
بر لبان تشنه ی کویرم

می باره، می باره
بارون می باره
بر میله های سرد اوین
بر آرزوهای مرد زندانی خیره بر زمین

می باره، می باره
بارون می باره
بر البرز بر دماوند، عروس سفید پوش آن
بر جنگل های سبز و مه زده ی گیلان

می باره، می باره
بارون می باره
بر تن رنجور برگ های پاییز
بر جا پای دو عاشق بر زمین خیس

می باره، می باره
بارون می باره
بر تن نازک گنجشک های شهر من
بر شهر خاکستری، شهر دود گرفته ی من

می باره، می باره
بارون می باره
بر دستان معصوم پسرک سرچهار راه
بر گونه های قرمز دخترک گل فروش
نشسته بر لبانش همیشه آه، آه

می باره، می باره
بارون می باره
بر لبان خسته ی من، بر چشمان مست تو
بر دستان عاشق من، بر دل بی وفای تو

می باره، می باره
بارون می باره
بر بام کوتاه کاه گلی مادر بزرگ
بر گنبد رنگین کمون خاطرات پدر بزرگ

می باره، می باره
بارون می باره
بر کاشی های رنگ به رنگ حوض خونه
بر آب کبود و ماهی های عاشق بی بهونه

می باره، می باره
بارون می باره
می باره، می باره
بارون می باره
بارون می باره


http://www.dreamlandblog.com/2005/11/09/p/06,20,41/