October 07, 2005
بکارت من، بکارت تو

قبل از اینکه برای یک معضل اجتماعی فرهنگی قلم بر صفحه ی سفید بکشیم، بهتر آن است که جامعه ی خود را بشناسیم و پس از آن نظر دهیم که با معیارهای این جامعه می خواهیم پیش برویم یا نه ؟
مذهب هنوز در ایران حرف اول را برای مردمانش می زند، این روزها همان مردانی که تا دیروز عرق سگی میل می نمودند، با دهان های بد بویشان روزه های خود را چنان سخت می گیرند که از آنها مسلمان تر پیدا نمی شود. اینان همان آنند که همه روز سال دنبال سکس هستند حتی اگر نتوانند، با چشم هایشان هیکل دختران را برانداز می کنند اما تا وقت ازدواج می رسد دنبال باکره ترین دختر شهر می روند که آفتاب ندیده باشد.
مشکل ما تناقض بین فرهنگ جامعه است با فرهنگی که آرزو داریم داشته باشیم. من شخصن به بکارت دختر اعتقادی ندارم چون خودم بکارت ندارم. این حرف مهمی است که باید یک پسر اعتراف کند در وقت ازدواج هم تنها چیزی که مرا خواهد خنداند بحث بکارت است. چند وقت پیش داشتم به دختری فکر می کردم که از شوهر سابقش طلاق گرفته است پس از شش ماه زندگی. اما برای من دختر ایده الی می نمود اما این فکر من برای بعضی از دوستان روشنفکرم حتی سخت می آمد و از همه سخت تر برای مادرم بود که گفت نه!. باید قبول کنیم هنوز برای نسل گذشته مثل هزاران موضوع خرافی دیگر بکارت بحث مهمی است.
حالا تصمیم اصلی در این جمله ایست که خواهم نوشت:
یا یک پسر یا دختر باید تصمیم بگیرد با نرم جامعه حرکت کند یا جلوتر از آن. اگر با نرم جامعه حرکت کرد نباید تظاهر به روشنفکری کند که برای من مهم نیست چون معلوم است همو شب اول ازدواجش سر همین موضوع با همسرش دعوا راه خواهد انداخت.
اگر می خواهد جلوتر باشد از جامعه و فرهنگ خرافی اش، در وقت ازدواج هم باید به سوی کسی رود که او هم نظر او باشد همراه او باشد. اگر سکس داشته قبل از ازدواج و واقعن می خواهد جلوتر از جامعه برود باید سراغ کسی رود که او هم سکس قبل از ازدواج را هم تجربه کرده باشد. دیگر اینجا مدام پرسیدن از دوست پسرهای قبلی همسر کمی احمقانه می نماید و برعکس.
اگر شما مانند من سکس را حق بدن خود می دانید و بر حق فیزیولوژیک بدن خود مثل خوردن و آشامیدن اصرار دارید دیگر کلمات خنده داری مثل بکارت و پرده را از ذهن خود پاک کنید فرض کنید چنین چیزی دیگر وجود ندارد. سعی کنید در زندگی لذت ببرید و از اینکه همسرتان هم قبل از ازدواج با شما از سکس در آغوشی دیگر لذت برده خوشحال باشید.
اگر رگ گردنتان می زند بالا و هنوز در حال و هوای پنجاه سال پیش هستید تقصیر شما نیست، این فرهنگ خانواده ی شماست که رسوم گذشته را مثل یک قبیله می خواهد نسل به نسل حفظ کند و شما قربانی این فاجعه خواهید بود. در این صورت خود شما غلط می کنید از سکس قبل از ازدواج حرفی بزنید. لطفن با زندگی روراست باشد اگر در پی فرهنگ خرافی هستید لطفن پایتان را این طرف خط نگذارید که هوای ما را آلوده می کنید.
در این بین تنها یک گروه مشکل برایشان بوجود می آید که متاسفانه جزو دختران هستند. همان ها که دوست دارند مانند ما باشند و حق بدنشان را به رسمیت می شناسند اما وقتی پای ازدواج به میان می آید می بینند باید در این جامعه زندگی کنند و چاره ای نیست که خود را هم رنگ افراد قبیله کنند پس پیش کسی باید بروند که پاکدامنی شان را ترمیم کند. کاش تا چند سال دیگر این گروه هم قدرتی پیدا کنند، اعتماد به نفسی که پای حرفشان بیاستند.
ناگفته نماند عده ای هم هستند در این بحث که هوار می زنند و می گویند بکارت چیست این حرف ها کدام است؟ ما روشنفکریم. ( عده ی زیادی از کسانی که برای کیوان کامنت گذاشته اند ) اما تا وقت ازدواجشان می رسد بکارت طرف در درجه اول اهمیت برایشان قرار می گیرد. افراد دورو که همه جا پیدا می شوند.

هر زمانی حس کردی برای سکس آمادگی داری
یه آدم حسابی تو تخت خواب هم آدم حسابیه
آقایون یاد بگیرن که زن رو بخاطر انسان بودنش بخوان نه بخاطر جسمش
ایران جاییه که مادر پسر،دخترو به زور می بره پزشکی قانونی برای معاینه
به زن، آزادی‌هاش، حريم شخصی، طرز تفكر و آمال و آرزوهاش احترام ميذارم


http://www.dreamlandblog.com/2005/10/07/p/01,48,31/